مشاوره ی بی نقص: راهنمای کاربرد تخصص های شما

 

نویسنده : پیتر بلاک
مترجم : کیوان ایلکا، رضا درمان، امیرحسین صفاری
نویسنده در ابتدا بیان نموده که سال ها در برابر بازنگری این کتاب سرسختی نموده است . این کتاب در دوره ی بیست ساله ی گذشته، موفقیت بسیاری داشته و در جهان پیرامون، کار خود را به خوبی انجام داده است.
پتیر بیان نموده که برای طراحی این کتاب تلاش بسیاری به خرج داده که دست آورد آن بسیار موفقیت آمیز بوده و توانسته مبانی اصلی این کتاب را پدید آورد.
بیست سال پیش، این باورکه ارتباطات فردی و تیمی نقشی حیاتی در پیروزی کسب و کار و نیز در کامیابی موضوعات فنی بازی می کند، یافته ای خلاقانه به نظر می رسید. در حالی که امروزه، شاید ارزش تیم ها و ارتباطات میان فردی بسیار گسترده تر از پیش پذیرفته شده اند.
شاید امروزه در کار با یکدیگر بهتر از گذشته تعامل نکنیم ولی دست کم به اهمیت آن پی برده ایم و خواهان تلاش هرچه بیشتر برای پا گرفتن بیش تر همکاری ها در سازمان ها هستیم.
شاید امروزه با وجود همه پافشاری های صورت گرفته در مورد روابط میان فردی، ارتقاء افراد و حتی موضوعات اخلاقی و ارزشی، سازمان های ما همچنان به گونه ای رفتار می کنند که گویا استراتژی ، ساختار و فناوری هنوز هم مهم ترین موضوعات آن ها می باشد.
دشواری مدیریت روابط میان افراد، از آنجا ریشه می گیرد که وابسته به افرادی است که فناوری ها و رویه های خودکار به آن ها نیازی ندارند؛ بلکه آنچه در این میان مهم است عبارت است از «نیاز به خودشناسی و اعتماد پذیری». اعتماد پذیری در تعریف یعنی صادق بودن با خود و دیگران. به هر انگیزه نامشخصی، در پیرامون ما گاهی بی صداقتی در گفتار و رفتار نیز دیده می شود. هر تعاملی که میان افراد رخ می دهد، به گونه ای ایفای نقش، تعریف جایگاه نادرست و یا رعایت سیاست هایی را در خود جای داده است. همه ی این موارد، واکنش هایی برخاسته از میل ما برای مهار کردن محیط پیرامون و افراد آن محیط است. می توان گفت این کتاب، چشم اندازی بلند و دقیق از چگونگی راستی و صداقت است . گذشت زمان اثبات کرده است که این اکسیر کمیاب، نه تنها برای شخص سودمند است بلکه در پیشرفت امور و کارها نیز بسیار کارآمد است. یک مشاور راست گو که ناراست و ناسازگار نگوید و مزیت های رقابتی را به رسمیت بشناسد، به راستی نمونه ای کمیاب است.
دشواری ای که درباره ی راست گویی به چشم می خورد آن است که این راهبرد ریسک بسیاری دارد. این راهبرد در فرهنگ اعمال کنترل، شنا کردن در خلاف جهت آب است؛ کای که بیش تر سازمان های ما به تنهایی از پس آن بر نمی آیند. پیش زمینه ی انجام این کار داشتن اعتماد کافی است. در برقراری ارتباط باید ابعاد احساسی خود با دیگران را به خوبی در کنیم. بیش تر ما روزهایمان را صرف وسعت بخشیدن به توان فکری خود می کنیم در حالی که جسم خود و بخش های احساسی و روانی آن را فراموش می کنیم .
بنابراین حتی اگر به درستی پذیرای ریسک باشیم، همچنان این مشکل پابرجا است که نمی دانیم چگونه باید ریسک پذیری کنیم.
ارزش نهادن به رابطه ی میان مشاور و مشتری و بیان چگونگی مدیریت نمودن این رابطه، همان چیزی است که این کتاب قلمرو تخصصی خود را بر آن متمرکز کرده است. رویکرد این ویرایش از کتاب، تعمیق و گسترش فضای میان راهبرد، ساختار و فناوری است که آن را «رابطه» نام گذاری می کنیم.